محمد بن حسين البيهقي

610

تاريخ بيهقى ( فارسي )

زيانى ندارد ، استفهام مجازا مفيد نفى ( 4 ) - گفت ندانست كلام : نتوانست سخن گفتن ، تلميحى دارد به دعاى موسى كليم اللّه « وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي » ، گره از زبان من بگشاى ، آيهء 29 سورهء طه ( 20 ) ( 5 ) - معنى بيت : نامفهوم است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 6 ) - ندانستمى : شايد « بازندانستيش » ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 7 ) - دابشليم : نام راجهء هند ، مردى بسيار دانا و عادل و قصه‌هاى كليله از اوست ( لغت‌نامهء دهخدا ) - معنى مصراع : ديروز حاسد را در سخنورى از دابشليم بازنمىشناختى ( 8 ) - غنيم : شايد « غريم » يعنى بدهكار و مديون . . . ( نقل از حواشى دكتر فياض ) ( 9 ) - بود : شايد مصحف « برتر » ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 10 ) - خيم : بكسر اول خو و طبيعت - معنى مصراع : او از همه فرشتگان يا پادشاهان بخوى نيك برتر و والاتر بود ( 11 ) - جايگه بوسه : به كنايه مراد دهان ص 522 ( 1 ) - آباد : خوش و خوب ( 2 ) - تنبه : بيدار و هوشيار شدن ، مصدر باب تفعل ( 3 ) - جد : بفتح اول و تشديد دوم بخت - باجد بمعنى نيكبخت ، صفت پيشوندى - در بعضى نسخ « ماجد » آمده بمعنى بزرگ و صاحب مجد ( 4 ) - درشت : تند و تيز و مقابل ملايم - ميان درست و درشت مراعات جناس خط شده است ( 5 ) - حث : بفتح اول و تشديد دوم برانگيختن ( 6 ) - معالى : بفتح اول بلنديها جمع معلاة ( 7 ) - بعث : بفتح اول و سكون دوم برانگيزانيدن ( 8 ) - سيف الدولة ابو الحسن على : ممدوح متنبى شاعر معروف عرب ( 303 - 354 ) كه از حمدانيان يا آل حمدان بود ( 9 ) - شهم : بفتح اول و سكون دوم با شهامت ( 10 ) - جد : بكسر اول و تشديد دوم كوشش ص 523 ترجمهء ابيات قصيده به ترتيب : ( 1 ) - خليلى انى . . . : اى دو دوست من ، همانا من غير از شاعر نمىبينم ، چه قدر آنان را ادعاى شاعرى و چه مقدار مرا چكامه‌هاست ؟ در شگفت مباشيد كه شمشيرها بسيارست ولى شمشير دولت اسلام ( سيف الدولة لقب ممدوح ) امروز يكى است او را از طبع كريم در جنگ بركشندهء شمشيرى است ( طبع كريم او شمشير آهيخته مىدارد ) و از شيوهء نيك و گذشت در نيام كننده‌اى چون مردم را فرودست وى ديدم ، بجاى آوردم و دانستم كه روزگار به گزيننده است سزاوارترين مردم به شمشير داشتن كسى است كه گردنها را بزند و سزاوارترين آنان بفرمانروائى آن است كه سختيها بر او آسان باشد بدبخت‌ترين شهرهاى خداوند در كار شمشير زدن و كشتار كردنت سرزمينهائى است كه